بسم الله الرحمن الرحیم


نفرین امیرالمۆمنین بر کتمان کننده حقّ

کتمان حق

از دیرباز در همه جوامع کسانی بوده اند که به خاطر حفظ منافع خود و رسیدن به اهداف دنیوی حقایق را کتمان کرده اند و خشم طرفداران حق را برانگیخته اند. در این میان در زمان امام علی(علیه السلام) نیز مسئله ای پیش آمد که موجب ناراحتی امیرالمۆمنین گشت و ایشان نیز به نفرین پنهان کننده حق لب گشود. اینکه پنهان کردن چه چیزی موجب ناراحتی و نفرین علی(علیه السلام) شد و چه کسی حق را کتمان کرد؟ در ادامه به آن می پردازیم:


کتمان به معنای پنهان کردن چیزی است و "کتمان حق" در اصطلاح عبارتست از پنهان ساختن معارف، احکام و آیات الهی، به این شکل که آیه نازله را طورى تأویل و یا دلالتش را طورى توجیه کنند که آیه از آیه بودن بیفتد.(1)

 

 نحوه برخورد امام علی(علیه السلام) با کتمان کننده حق

هنگامى که امام وارد بصره شد «انس بن مالک‏» را خواست تا نزد «طلحه‏» و «زبیر» برود و آنچه را که از پیامبر(صلی الله علیه و آله) درباره آنها شنیده به آنها یادآورى کند. انس از این ماموریت‏ سرپیچى کرد و بخدمت امام آمد و گفت: من آن را فراموش‏ کرده‏ام. امام فرمود: اگر دروغ میگوئى خداوند سرت را به سفیدى روشنى، مبتلا کند که عمامه آن را نتواند پوشانید.(2)

شریف رضی  در ذیل این سخن می گوید:منظور بیماری برص (پیسی) است که پس از مدتی، لکه های سفید بیماری بر در چهره انس بن مالک آشکار شد و از آن پس هیچ کس او را بی نقاب نمی دید.

 کتمان حقایق در جایی که آشکار کردن حق ضرورت دارد قبیح و حرام است، چنانچه مطابق بعضی از روایات، نفرین امام علی(علیه السلام) از انس بن مالک در مورد کتمان حدیث «طیرمشوی» (مرغ بریان و پخته) و یا در مورد کتمان حدیث بساط بوده است، و یا در مورد کتمان حدیث غدیر بود.(3)

چگونه ممکن است کسی که از ده سالگی به عنوان خادم در خانه پیامبر بزرگ شده و شاهد ماجراهای هجرت و چگونگی برخورد پیامبر با  امام علی(علیه السلام) بوده، اینگونه حق را کتمان کند؟ آیا چیزی بیشتر از منافع شخصی، دشمنی یا تعصبهای قومی موجب این امر شده است؟

شرح ماجرا بر طبق گفتار ابن ابی الحدید

ابن ابی الحدید دانشمند معروف اهل تسنن می گوید: مشهور این است که حضرت علی (علیه السلام) در «رحبه» (محل معروف و وسیع) کوفه، مردم را سوگند داد و فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم، آیا مردی از شما، از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده است که آن حضرت پس از بازگشت از حجة الوداع، در مورد من فرمود: "من کنت مولاه فعلی مولاه اللهمّ وال من والاه و عاد من عاداه"؛ هر کس که من مولا و رهبر او هستم، علی(علیه السلام) رهبر اوست، خداوندا دوست بدار کسی را که علی (علیه السلام) را دوست بدارد و دشمن بدار کسی را که او را دشمن بدارد. گروهی برخاستند و شهادت دادند، سپس امام به انس بن مالک فرمود: تو نیز در آنجا (غدیر) حاضر بودی، اینک شهادت می دهی؟! انس گفت: ای امیرمۆمنان! من پیر شده ام و فراموش شده هایم، بیش از محفوظاتم است. امام به او فرمود: اگر دروغ بگویی، خداوند سرت را به سفیدی روشنی مبتلا کند، که عمامه ات نتواند آن سفیدی را بپوشاند. او قبل از مرگ به بیماری برص (پیسی) مبتلا گردید.(4)

چگونه ممکن است کسی که از ده سالگی به عنوان خادم در خانه پیامبر بزرگ شده و شاهد ماجراهای هجرت و چگونگی برخورد پیامبر با  امام علی(علیه السلام) بوده، اینگونه حق را کتمان کند؟ آیا چیزی بیشتر از منافع شخصی، دشمنی یا تعصبهای قومی موجب این امر شده است؟

در هر صورت منشأ کتمان حق یا عصبیت است، یا جبن که در صورت اول از رذائل غضب در ناحیه افراط است و در صورت دوم از رذائل آن در طرف تفریط است و گاهی سبب آن طمع در مال و یا دشمنی با دیگران می باشد.(5)

 در تاریخ نمونه های فراوانی در این مورد وجود دارد؛ از جمله مسئله غدیر خم و انتخاب جانشینی حضرت علی(علیه السلام) است، که تعصب های قومی و قبیله ای موجب شد که افراد بعد از وفات پیامبر(صلی الله علیه و آله)، جانشینی ایشان را انکار کنند.

 امام علی(علیه السلام) می فرمایند: "اگر باطل از حق کاملا جدا مى‏گردید بر آنان که پى جوى حقیقتند پوشیده نمى‏ماند، و چنانچه حق از باطل خالص مى‏شد، زبان معاندان از آن قطع مى‏گردید، ولى قسمتى از حق و قسمتى از باطل را مى‏گیرند و به هم مى‏آمیزند. اینجا است که شیطان بر دوستان خود چیره مى‏شود و تنها آنان که مورد رحمت‏ خدا بوده‏اند نجات مى‏یابند

گاهی نیز افراد مغرض حق را بگونه ای با باطل می آمیزند که تشخیص این دو از هم غیر ممکن می گردد و این موجب گمراهی مردم می گردد وگرنه اگر باطل را به صراحت بیان کنند مردم تشخیص خواهند داد. چنانچه امام علی(علیه السلام) می فرمایند: "اگر باطل از حق کاملا جدا مى‏گردید بر آنان که پى جوى حقیقتند پوشیده نمى‏ماند، و چنانچه حق از باطل خالص مى‏شد، زبان معاندان از آن قطع مى‏گردید، ولى قسمتى از حق و قسمتى از باطل را مى‏گیرند و به هم مى‏آمیزند. اینجا است که شیطان بر دوستان خود چیره مى‏شود و تنها آنان که مورد رحمت‏ خدا بوده‏اند نجات مى‏یابند."(6)

 

کتمان حق در احادیث اسلامى

در احادیث اسلامى نیز شدیدترین حملات متوجه دانشمندان کتمان کننده حقایق شده، از جمله پیامبر گرامى اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى فرماید: "من سئل عن علم یعلمه فکتمه الجم یوم القیامة بلجام من نار": هر گاه از دانشمندى چیزى را که مى داند سۆال کنند و او کتمان نماید روز قیامت افسارى از آتش بر دهان او مى زنند!(7)

در حدیث دیگرى مى خوانیم که از امیر مۆمنان على (علیه السلام ) پرسیدند: "من شر خلق الله بعد ابلیس و فرعون ...": بدترین خلق خدا بعد از ابلیس و فرعون ... کیست؟ امام در پاسخ فرمود: "العلماء اذا فسدوا، هم المظهرون للاباطیل ، الکاتمون للحقایق ، و فیهم قال الله عز و جل اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون ..." ؛ آنها دانشمندان فاسدند که باطل را اظهار و حق را کتمان مى کنند و همانها هستند که خداوند بزرگ درباره آنها فرموده: لعن خدا و لعن همه لعنت کنندگان بر آنها خواهد بود.(8)

بنابراین کتمان کنندگان حق بدترین مردم هستند که دیگران را به گمراهی می کشانند و بدین ترتیب نفرین خداوند را برای خود می خرند.



 

پی نوشتها:

1ـ ترجمه المیزان، ج‏1، ص 58.

2ـ نهج البلاغه، حکمت 311.

3ـ بحارالانوار، ج 9، ص561، سفینه البحار، ج 1، ص 47.

4ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 19، ص 219.

5ـ نراقی، مهدی؛ علم اخلاق اسلامی، ص171-172.

6ـ نهج‌البلاغه، خطبه 50.

7ـ تفسیرالصافی، ج1، ص207.

8ـ بحارالانوار، ج2، ص89.