بسم الله الرحمن الرحیم

عامل سرطان روح و جسم را می شناسید؟!

حسادت

یکی از وظایف بندگان در جهت کسب رضایت پروردگار؛ اتّصاف و تحصیل صفات حمیده و پسندیده و دوری از صفات رذیله و ناپسند است و این امر می تواند مراحل «خودسازی» که در تعالیم اسلامی بسیار بر آن تأکید شده است باشد.

قرآن کریم گوهر وجودی، کرامت و شرافت انسان را مرهون این صفات می داند . در واقع انسان هر اندازه که در تحصیل ملکات حمیده موفق باشد به این کرامت حقیقی و ذاتی نزدیک‌تر می شود و آن زمان است که خداوند در توصیف وی می فرماید:

وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلا ؛ [1]

ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم و در خشکى و دریا سیرشان دادیم و از چیزهاى پاکیزه روزى‏شان کردیم و بر بسیارى از آفریده‏هاى خویش آنان را برترى کامل دادیم.

و این کرامت در بعضی از بندگان به حدی می رسد که خداوند متعال به وجود چنین بنده ای مباهات نموده و می فرماید:

فَتَبارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ ؛ [2]

ولی اگر العیاذ بالله نه تنها در کسب صفات حمیده تلاشی نکرد بلکه نفس خود را مرکب انواع صفات رذیله و ناپسند نمود، آنجاست که مقام این شخص از چهارپایان پست تر و بی ارزش تر شده و مصداقی از این کلام پروردگارش می شود که:

أُولئِکَ کَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِکَ هُمُ الْغافِلُون‏ ؛ [3]

یکی از این صفات رذیله که همه ی انسان ها را به خود مبتلا کرده است [4] و به تعبیر علماء علم اخلاق، اشد امراض نفسانی و دشوار ترین و بدترین رذائل و خبیث ترین آن ها است؛ صفت مذموم حسد می باشد. [5]

حسد به معنای زوال و نابودی نعمتی از کسی است که مستحق و شایسته ی آن نعمت است. ولی اگر آرزوی زوال آن نعمت را از طرف مقابل نکند، بلکه فقط آن نعمت را برای خودش هم تمنا کند، به آن غبطه می گویند. [6]

حسد نیروى روانى پلید است که بر نعمت و آسایش دیگران رشک مى‏برد و آتش حسرت درونى حاسد را برمی‌انگیزاند و بدین طریق روح پلید حاسد نیز در اثر تفکر و حسرت درونى تقویت شده میتواند از طریقى شر و ضرر خود را متوجه شخصى که مورد حسد و رشک او است وارد سازد باید از آن در حذر بود و بساحت کبریائى به قرائت دو سوره پناه برد و ملتجى شد.[7]

در مذمت این صفت، آیات و روایات بسیاری وارد شده است. در قرآن کریم خداوند متعال برای حفظ جان رسولش حضرت محمد (صلی الله علیه و آله)، آن حضرت را امر می فرماید که از شر حسود به پروردگار عالمین پناه برد؛

حسادت صفتی است که اگر درمان نشود ابتداء سیستم ایمنی جسم را تضعیف کرده و به مرور زمان انسان را برای ابتلاء به بسیاری از بیماری ها مستعدّ می‌نماید

قُلْ أَعُوذُ بِرَبّ‏ِ الْفَلَق‏ ... وَ مِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد ؛ [8] .

بگو پناه مى‏برم به پروردگار مخلوقات‏ ... از ضرر حسود چون حسد کند.

این آیه نشان مى‏دهد که حسد از بدترین و زشت‏ترین صفات رذیله است، چرا که قرآن آن را در ردیف کارهاى حیوانات درنده و مارهاى گزنده، و شیاطین وسوسه‏گر قرار داده است. [9]

در روایتی نیز امام صادق(علیه السلام) حسد را از صفات منافق بیان نموده و می فرماید:

إِنَّ الْمُوْمِنَ یَغْبِطُ وَ لَا یَحْسُدُ وَ الْمُنَافِقُ یَحْسُدُ وَ لَا یَغْبِطُ [10]

همانا مومن غبطه می خورد ولی حسادت نمی کند و منافق حسد می‌ورزد ولی غبطه نمی خورد.

امیر بیان، امام و امیر مومنان؛ حضرت علی (علیه السلام) نیز بنابر آنچه در کتاب شریف و مظلوم نهج البلاغه ثبت شده است، در معرفی این صفت و صاحبان آن مطالب بیان فرموده است که به مواردی از آن اشاره می شود.

الف) حسود هیچ گاه از ایمان کامل بهره مند نمی شود:

« وَ لَا تَحَاسَدُوا فَإِنَّ الْحَسَدَ یَأْکُلُ الْإِیمَانَ کَمَا تَأْکُلُ النَّارُ الْحَطَبَ » ؛ [11] و به یکدیگر حسد نورزید که حسادت ایمان را همچون آتشی که چوب را خاکستر می کند نابود می سازد.

داستان حسودان غم انگیزترین داستانی است که در صفحات زندگی بشر خوانده می شود. چشمان حسود بر زیبایی ها و عظمت ها و امتیازات است، درونش در آتش سوزان شعله ور. [12]

ب) حسادت انسان را به خبیث ترین اعمال وا می دارد:

«وَ لَا تَکُونُوا کَالْمُتَکَبِّرِ عَلَى ابْنِ أُمِّهِ مِنْ غَیْرِ مَا فَضْلٍ جَعَلَهُ اللَّهُ فِیهِ سِوَى مَا أَلْحَقَتِ الْعَظَمَةُ بِنَفْسِهِ مِنْ عَدَاوَةِ الْحَسَدِ »؛ [13]

و مانند قابیل نباشید که بر برادرش تکبر کرد ولی خدا او را برتری نداد. خویشتن را بزرگ می پنداشت و حسادت او را به دشمنی واداشت.

در این فراز از کلام شریف علوی (علیه السلام)، حسادت به عنوان عامل اصلی دشمنی دو فرزند آدم ابوالبشر معرفی شده است.

شخص حاسد آن کسى است که آرزو دارد نعمت افراد صاحب نعمت از بین برود. همین آرزو است که کانون کلیه گناهان کبیره میباشد. لذا در حدیث آمده: حسد آنچنان ایمان را میخورد که آتش چوب را میخورد. شخصى منافق است که حسودى میورزد. ولى شخص مومن غبطه میخورد. [14]

در جهان هر فتنه‏اى که رخ نمود میتوان گفت از حسد آن جمله بود. [15]

شخص حاسد آن کسى است که آرزو دارد نعمت افراد صاحب نعمت از بین برود. همین آرزو است که کانون کلیه گناهان کبیره میباشد. لذا در حدیث آمده: حسد آنچنان ایمان را میخورد که آتش چوب را میخورد- شخصى منافق است که حسودى میورزد. ولى شخص مومن غبطه میخورد

ج) حسود از داشتن نعمت دوست خوب محروم است:

« حَسَدُ الصَّدِیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّةِ »؛ [16] حسادت از آفات دوستی است.

به حکیمى گفته شد: دوست چیست گفت: انسانى که او توست و در عین حال او غیر توست. و از ادعیه حکیمان یکى این است که خدایا بدی هاى اشخاص مورد اعتماد را از من کفایت کن و مرا از مکر ورزیدن دوستان نگه دار. [17]

د) عوارض حسادت از روح به جسم سرایت می کند:

« الْعَجَبُ لِغَفْلَةِ الْحُسَّادِ عَنْ سَلَامَةِ الْأَجْسَاد » ؛ [18] شگفتا که حسودان از سلامتی خود غافل مانده اند.

«صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ » ؛ [19] سلامت تن در دوری از حسادت است.

حضرت یعسوب الدین و امیر مومنین امام علی (علیه السلام) در این دو فراز، جسم حسود را آسیب پذیر و در معرض ابتلاء به بیماری معرفی فرموده است.

حکیمان الهی بر این اعتقادند که تمامی صفات و ملکات روحی و نفسانی بر روی جسم انسان اثر مستقیم می‌گذارد. در این میان صفت حسد را با عملکرد دستگاه گوارش و هضم های سه گانه در ارتباط دانسته (20) و با استناد به حدیث شریف رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) که فرموده است: المعدة بیت کل داء (21) ؛ (معده [که در اینجا منظور از معده دستگاه گوارش است] کانون و مرکز دردها و بیماری های جسم است) در نهایت چنین استنتاج می‌کنند :

حسادت صفتی است که اگر درمان نشود ابتداء سیستم ایمنی جسم را تضعیف کرده و به مرور زمان انسان را برای ابتلاء به بسیاری از بیماری ها مستعدّ می‌نماید.

 

پی نوشت:

1.      الإسراء / 70

2.      المومنون / 14

3.      الأعراف / 179

4.      تفسیر هدایت/ ج‏18/ ص: 424

5.      معراج السعادة / باب حسد

6.      مفردات راغب / ص 116

7.      انوار درخشان / ج‏18/ ص: 407

8.      الفلق‏ / 1 و 5

9.      تفسیر نمونه/ ج‏27/ ص: 462

10.  الکافی / ج 2 / ص 307

11.  نهج البلاغه / خطبه 86

12.  ترجمه و تفسیر نهج البلاغه / ج 13 / ص 302

13.  نهج البلاغه / خطبه 192

14.  تفسیر آسان‏ / ج‏18/ ص: 407

15.  تفسیر صفی/ ص: 838

16.  نهج البلاغه / حکمت 218

17.  جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید / ج 8 / ص 20

18.  نهج البلاغه / حکمت 225

19.  نهج البلاغه / حکمت 256

20.  هر طعامى که خورده شود آن را سه هضم است: هضم نخستین اندر معده است و هضم دوم اندر جگر و هضم سوم اندر همه اندام‌ها. (ذخیره خوارزمشاهی / ص 655)

21.  أرکان الاسلام / ص 108